جمال الدين محمد الخوانساري

433

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

آنرا سالم نماند ، غرض شكوهء روزگار وأهل آنست واين كه نه دشمنى با آن توان كرد ونه دوستى با آن « 1 » . 9055 من ألحّ عليه الفقر فليكثر من قول : لا حول ولا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم . هر كه مبالغه كند بر أو درويشى پس بايد بسيار كند گفتن « لا حول ولا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم » را يعنى بسيار گفتن آن منشأ رفع فقر ودرويشى أو مىشود وترجمهء آن اينست : نيست حولى ونه قوّتى مگر بخداى بلند مرتبهء بزرگ ، و « حول » بمعنى از حالي بحالي گشتن است وبمعنى قوّه نيز آمده ، وبنا بر اين « ونه قوّتى » تأكيد خواهد بود وأحاديث در فضيلت اين كلام شريف وأجر وثواب آن در تعقيب نمازها وغير آن بسيارست . 9056 من باع الطّمع باليأس لم يستطل عليه النّاس . هر كه بفروشد طمع از مردم را بنوميدى از ايشان سربلندى نكنند بر أو مردم . 9057 من افتخر بالتّبذير احتقر « 2 » بالافلاس . هر كه فخر كند باسراف كوچك گردد بافلاس ، غرض منع از اسراف كردنست وآنرا فخر خود دانستن واين كه آن عاقبت آدمي را حقير وكوچك گرداند در نظرها بسبب افلاس وبىچيزى .

--> ( 1 ) شبيه باين گفتار شريف است نظير قول سعديست : « اگر دنيا نباشد دردمنديم * وگر باشد بمهرش پاىبنديم » « بلائي زين جهان آشوبتر نيست * كه رنج خاطرست ار هست وار نيست » ( 2 ) شارح ( ره ) اين كلمه را بصيغهء معلوم ضبط كرده وبعبارت « كوچك گردد » معنى نموده است در صورتي كه مطابق نصّ لغويان بايد بصيغهء مجهول خواند و « كوچك گرديده مىشود » معنى كرد زيرا كه « احتقر » فعل متعدّيست نه لازم ، وباب افتعال در اينجا براي مطاوعه نيست .